الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

254

نويد امن و امان (فارسى)

پوشانيدند ، بر دامن پاك حق گردى نمىنشيند . همانطور كه افراد نادانى خود را با جعل دانشنامه و شيطنت‌هاى ديگر عالم معرفى مىكنند افرادى هم به دروغ خود را مصلح و عدالت طلب و مهدى موعود و امام و پيغمبر مىنامند . بلكه يكى از مدعيان مهدويت ( على محمد شيرازى ) چون ديد بازارش گرم نشد و حنايش رنگى نگرفت يا تنى چند را كه به او گرويدند بسيار ابله و نادان يافت ، دعاوى ديگر هم كرد « 1 » .

--> ( 1 ) - على محمد شيرازى نخست خود را سيد مىخواند و بعد ادعاى بابيّت نمود و سپس با آنكه صريحا به امامت و مهدويت حضرت ولى عصر ، مهدى موعود ، فرزند حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام اعتراف كرده بود دعواى مهدويت و بعد ادعاى پيغمبرى كرد ، عاقبت چنانچه در بعضى از الواح او نقل شده ، ادعاى خدائى نمود و در پايان كار صريحا به خط خودش از دعاوى خود برگشت و توبه‌نامهء خود را براى ناصر الدين شاه فرستاد و ظاهرا در ميان مدعيان مهدويت در اين اختلاف دعاوى على محمد كم نظير باشد و همين اختلاف گوئيها و سخنان ناهنجار و عبارات ركيك هذيان‌آميز او را به خبط دماغ مشهور ساخت . و پوشيده نماند كه حزب و دستهء بابى و بهائى يكى از دسته‌جات سياسى مزدورى است كه در قرن اخير در هند و تركيه و ايران و مخصوصا فلسطين و ساير كشورهاى اسلامى و خاورميانه ، آلت اجراى سياسات و جاسوسى براى دول استعمارگر شده و همواره تحت الحمايه آن دول مشغول خيانت به شرق عموما و ملّت و دين اسلام خصوصا بوده و هستند . در آغاز ، نقشه‌هاى ماهرانه اجانب ، على محمد را به دعوت و ايجاد اختلاف بين ملّت ايران و قيام به ضد حكومت تشويق و تحريك نمود و به او قول كمك و مساعدت داد . و وقتى على محمد به ايران آمد ، دولت روسيه كه در آن موقع در ايران نفوذ كامل داشت ، از او نگاهدارى كرد و به اميد آنكه بابيگرى وسيله‌اى براى اجراى سياستهاى حكومت تزارى و تضعيف نفوذ كلمه اسلام و علماء بشود ، از اعدام او در -